المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

604

مروج الذهب ( فارسى )

243 برد سوره شد . يك آتشكده ديگر در سيستان ساخته شده كه كراكر نام داشت گويند بهمن پسر اسفنديار پسر يشتاسف آن را بساخت آتشكده‌اى نيز در سيروان و رى بود كه بتها داشت و انوشيروان بتها را برون ريخت گويند وقتى انوشيروان به اين آتشكده رفت آتشى بزرگ در آنجا بود و آن را به محل معروف به بركه انتقال داد . يك آتشكده ديگر بنام كوسجه بود كه كيخسرو شاه آن را ساخته بود در قومس نيز آتشكده بزرگى بود بنام حريش كه معلوم نبود كى ساخته است گويند اسكندر وقتى بر آنجا تسلط يافت آتشكده را به حال خود گذاشت و خاموش نكرد گويند بروزگار پيش در اينجا شهرى بزرگ بوده كه بنايى عجيب داشته است و در آنجا خانه‌اى بزرگ با ساختمانى شگفت بوده كه بتهايى داشته و چون اين شهر و خانه‌هاى آن ويران شده اين خانه را ساخته و آتش را در آن نهاده‌اند آتشكده ديگر بنام كنجده بود كه سياوش پسر كاوس دلير در ايام اقامت چين در شرق بر كند ساخته بود آتشكده ديگر در شهر ارگان فارس بود و بروزگار بهراسف بنا شده بود . اين ده آتشكده پيش از ظهور زرادشت پسر اسبيمان پيمبر مجوس بوده است آنگاه زرادشت پسر اسبيمان آتشكده‌ها ساخت از جمله يك آتشكده در نيشابور خراسان و يكى ديگر در نسا و بيضاى فارس بود زرادشت به يستاسف شاه فرموده بود آتشى را كه جم شاه احترام ميكرده بود پيدا كند و چون جستجو كردند آن را به شهر خوارزم يافتند و يستاسف آن را به شهر دارابجرد فارس آورد و اطراف آتشكده را ولايتى كرد و اين آتش بوقت حاضر يعنى بسال سيصد و سى و دو آزر - جوى نام دارد يعنى آتش نهر زيرا در پارسى قديم آزر يكى از نام‌هاى آتش و جوى نام نهر است و مجوسان اين آتش را بيشتر از همه آتش‌ها و آتشكده‌هاى ديگر احترام ميكنند . ايرانيان گويند كيخسرو وقتى بجنگ ترك رفته بود سوى خوارزم